|
((آخرین فرد خانواده موتزارت))
نویسنده:ژاک تورنیه مترجم:پرویز شهدی انتشارات:دنیای نو کتاب در موردآخرین فرد خانواده موتزارت در مورد زندگی فرانسوا گزاویه موتزارت،فرزند کوچکترولفگانگ آمادئوس موتزارت،نوشته شده است.مترجم این کتاب در بخشی از کتاب با عنوان پیشگفتار مترجم می نویسد:((....همه علاقمندان به موسیقی و دوستداران موتزارت از جزئیات زندگی او باخبرند،ولی ژاک تورنیه نخواسته زندگی موتزارت را بنویسد،یا به تجزیه و تحلیل و ارزیابی آثارش بپردازد.رفته است به سراغ مرد جوان گمنامی که سایه غولی روی شانه هایش سنگینی که نه،بلکه زیر بار خودش لهش میکند.او در نظر ندارد موتزارت دیگری شود،خواست ها و بلند پروازی هایش محدود است،استعدادش هم همینطور،ولی نمی خواهد نام بلند آوازه ای را یدک بکشد و همه جا به او بگویند پسر موتزارت آلمانی، در عین حال می خواهد پدری را که هرگز ندیده درست بشناسد و بفهمد چگونه آدمی بوده است....))
شوبرت
تمام روز آهنگ می ساخت و عصرها در میخانه ها با رفیق هایش به تفریح مپرداخت.شوبرت بر خلاف بتهوون هیچوقت مقام واقعی خود را درک نکرد و هرگر ندانست که روزی آثارش در سراسر جهان مورد احترام قرار می گیرند.او تنها یک بار برصدد برآمد تا با دختر یکی از دوستان پدرش ازدواج کند،اما چون مشغول جمع آوری پول بود،دختر با مرد دیگری ازدواج کرد.شوبرت در سال ۱۸۳۴ میلادی در حالی که ۳۱ ساله بود به مرض تیفوس در گذشت و طبق وصیت خودش اورا در کنار آرامگاه بتهوون به خاک سپردند.سنفونی ناتمام او در سال ۱۸۲۲ تصنیف و ۴۲ سال بعد!!! کشف شد.
شوبرت
شوبرت در سال ۱۷۹۷ میلادی در نزدیکی وین به دنیا آمد.پدرش معلم فقیری بود و شوبرت در ۱۲ سالگی بوسیله پدرش به دسته آواز دربار معرفی شد.او به مدت ۵ سال در آموزشگاه ((کنویک)) موسیقی تحصیل کرد.او هم چنین برای امرار معاش و پیدا کردن شغل خیلی تلاش کرد و بالاخره مجبور شد که به تصنیف آهنگ بپردازد،اما نتوانست چندان موفق شود.و سر انجام در مدرسه ای که پدرش در آن معلم بود با حقوق ناچیزی استخدام شد،اما این کار او را ارضا نمیکرد تا اینکه در یک تعصیل تابستانی توانست برای تدریس موسیقی به همراه فرزندان کنت استر هایی به یکی از ییلاق مجارستان برود اما متاسفانه این شغل را هم از دست داد و تا پایان عمر نتوانست به زندگی محقر خود سروسامانی بدهد. این پست ادامه دارد......
گوستاو مالر مالر در یک خانواده فقیر به دنیا امد.او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و پس از اینکه تحصیلات خود را به پایان رساند،توانست در زمینه تصنیف اهنگ و پیانو نوازی جایزه بگیرد.او از ۲۰ سالگی به رهبری ارکستر اشتغال پیدا کرد و پس از اینکه مدتی در بودا پست به این کار مشغول بود،رهبر ارکستر اپرای وین شد.از سال ۱۹۰۷ ریاست اپرای متروپولیتن را بر عهده گرفت،ولی در نیویورک به بیماری سختی مبتلا شد.مالر پس از مدتی به کشورش برگشت اما بهبودی نیافت و در ۵۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.او ۹ سمفونی به یادگار گذشت که از شاهکار های موسیقی ارکستر محسوب میشود.
سلام.امروز تصمیم گرفتم با معرفی یکی از موسیقیدان های دیگه وبلاگ رو به روز کنم.
این هم بیوگرافی مختصرب از فریتز کرایسلر برای شما فریتز کرایسلر این موسیقیدان اتریشی در وین به دنیا آمد که او را از بزرگترین نوازندگان ویلن دنیا به شمار می آورند.او از کودکی ذوق فراوانی نسبت به موسیقی داشت و در هنرستان موسیقی پاریس زیر نظر استاد معروف ((لامبر ماسار))شروع به آموختن موسیقی کرد و در ۱۲ سالگی برنده جایزه یزرگ رم شد و همگان را در شگفتی فرو برد.اولین کنسرت خود را در شهر بادل با موفقیت تمام انجام داد،سپس به اجرای کنسرت های مختلف پرداخت.از شاهکار های او کاپریس و بن نواو تامبورن شینوا است.کرایسلر از نقطه نظر استادی ویرتوئوزی بی نظیر و تکنیک دست چپ او بی مانند بود.
سلام.امروزهم بایک بیوگرافی دیگه از موسیقیدانها اومدم.البته چون مال این دفعه کوتاه بود بیوگرافی دو موسیقیدان رو نوشتم: ژان اشتراوس او دومین رهبر ارکستر لایز بودو نبوغ خاصی در موسیقی رقص از خود بروز داد.ارکستری تشکیل داد و خودش در راس ان به اجرای اهنگهایی که ساخته بود پرداخت.انگاه رهبر بال در باروین شد.والسهای مشهور او عبارتند از ((تاگلیونی))،((گابریل))،((ارکستر ویکتوریا))،((سسیل))، ((لابوایادر))،((اتنل))،((الکتریک))وغیره.او پدر ریچارد اشتراوس،اهنگ ساز معروف اتریشی بود. البان برگ این اهنگساز اتریشی شاگرد شونبرگ و از پیروان اوبود.اگر چه روشهای او با مخالفت های شدیدی رو به رو شد،اما اپرای وتسک(1925)او سخت مورد استقبال واقع شد.از اثار او سویت لیریک(1926)برای کوارتت زهی،یک کنسرتو (1936)برای ویلن و اپرای ناتمام ((لولو))است.
سلام.امروز هم میخوام معرفی یه موسیقیدان دیگه رو داشته باشم براتون.در ضمن توی ارشیو موضوعی
همین وبلاگ اسم باخ رو پاک کردم و یه لینک دیگه جاش گذاشتم به اسم بیوگرافی ها که معرفی باخ و همین مطلب و مطالب دیگه ای که موسیقیدانان رو معرفی میکنه داخلشه.حالا بخونید معرفی هربرت فون کارایان رو: هربرت فون کارایان،موسیقیدان برجسته و رهبر مشهور ترین ارکستر سمفونیک جهان در تاریخ بیست و پنجم تیر ۶۸ در سن ۸۱ سالگی در سالزبورگ در گذشت.فون کارایان که اورا نابغه بزرگ عالم موسیقی در قرن بیستم خوانده اند،یونانی الاصل ومتولد اوریل ۱۹۰۸ در سالزبورگ اتریش بود.او اموختن موسیقی رااز ۵ سالگی شروع کرد و در نواختن پیانو،ان چنان سریع مدارج ترقی را پیمود که در ۹ سالگی به عنوان رهبر ارکستر اولین اجرایش را انجام داد.او مدت ۳۵ سال با قدرت و توانمندی هنرمندانه،رهبری مجهز ترین و مجلل ترین فیلار مونیک جهان رادر برلین بر عهده داشت.او معتقد بود:((یک اندیشه می تواند جهان را دگر گون کند))با این اعتقاد به جادوی موسیقی بود که همیشه کمال محض طلبی را ایده ال زندگی هنری خود قرار داده بود.اجراهای موفقیت امیز و ماندگار او به سبک کارایان معروف است.از فون کارایان ۱۸۰۰۰ صفحه و ۹۰۰ سنفونی و اجراهای بی شماری از بتهوون ،واگنر،اشتراوس و دیگر بزرگان موسیقی جهان باقی مانده است.او یک سال فبل از مرگش از رهبری ارکستر فیلارمونیک برلین استعفا داد.
سلام.خوبین؟امروز یه مطلب اوردم که بر می گرده به قسمت بیوگرافی ها،اگه بعدا خواستید بخونید از اونجا بخونید فردریک شوپن (1810-1849) در قرن نوزدهم زندگی می کرد اما با این وجود از سنت و روشهای فراگیری موسیقی همچون بتهوون (1770-1827)، هایدن (1732-1809)، موتسارت (1756- 1791) و کلمنتی (1752-1832) بهره برده برد و حتی در آموزش موسیقی به شاگردان خود از روشهای کلمنتی استفاده نمود و در تربیت شاگردان نوازندگی پیانو تاثیر بسیاری از هومل (Hummel 1778-1837 آهنگساز و نوازنده چیره دست پیانو اهل اتریش که در دوران گذر کلاسیک به رمانتیک می زیست) برد.
سلام.امروز مطلبی با مضمون باخ براتون تهیه کردم که واقعا جالب و خوندنی هست:
واقعيت مسلم اينكه او آهنگسازى است متعلق به همه دوران ها و همه مردم دنيا. موسيقى باخ نه فقط زيباست، بلكه با عظمت و حيرت آور نيز هست و جنبه فراانسانى اش همه را مسحور مى كند.
آثار او بارها در صدر برترين ها قرار گرفته و جزو پرفروشترين ها نيز بحساب می آيد. سبک آرميک را عده ای فلامنکو مينامند که شايد چندان هم دور نباشد چون علاقه او به موسيقی فلامنکو امريست انکار ناپذير اما بايد دانست او و سبکش شمه ای از موسيقی فلامنکو - جز - و حتی موسيقی ايرانيست بنوعی تلفيقی از سبکهای مختلف که Nuevo Flamenco مينامند چرا رنگ و حس موسيقی فلامنکو علاقه آرمیک به موسیقی از کودکی آغاز شد. در هفت سالگی او چنان شیفته یک گیتار کلاسیک شد که ساعت مچی خود را برای آن به گرو گذاشت.او گیتار را در زیرزمین خانه- جایی که پنهان از خانواده تمرین می کرد- مخفی نمود. زمانی که مادرش از جریان مطلع شد او استعداد شگرفی در موسیقی نشان می داد، بنا بر این خانواده اش تأمین مخارج او را به عهده گرفت.او در حالی که مصمم به تکمیل نمودن آموزش رسمی خود در زمان تعیین شده بود، یک دوره آموزشی فشرده را طی دو سال گذراند. در 12 سالگی به آهنگسازي ميپرداخت و سبک جاز را بصورت حرفه ای آغاز کرده برای حدود 10 سال آن را ادامه داد. در طول این مدت او یکی دیگر از علایق خود یعنی فلامنکو را پرورش داد. علاقه مادم العمر آرمیک به گیتار فلامنکو در اولین دیدار او از اسپانیا آغاز شد. او اغلب برای همراهی و آموختن از موسیقیدانهای مختلف سبکهای کلاسیک و فلامنکو به اسپانیا سفر می کرد: “وقتی برای اولين بار يک گيتار فلامنکو را لمس کردم ، دريافتم که اين توانايی را دارم که بوسيله سازم حرف بزنم” با شروع کار تکنوازی در سال 1994 او از پیشینه جاز و علاقه اش به فلامنکو برای ایجاد تغییراتی اساسی در پدید آوردن سبک جدیدی از فلامنکو استفاده کرد. در طول این سالها او بعنوان یک موسیقیدان، تقدیر و تحسین بسیاری را برای احساسات عمیق و مهارتهای موسیقیایی خارق العاده اش کسب نموده است. قطعات و اجراهای ازشمند او محدوده کاملی از ملودیهای محلی اسپانیایی را پوشش می دهد که در طی این سالهای سازنده از تعادل ظریفی که بین سبکهای فلامنکو و کلاسیک ایجاد کرده تا سبک لاتین و جازی که شنوندگان را امروزه در موسیقی او تحت تأ ثیر قرار می دهد پیشرفت محسوسی داشته است. قرار گرفتن آلبوم پیشین او درصدر بیلبورد جهانی و نمودارهای موسیقی دوره جدید و نیز یک فروش عالی در استرالیا دلیل قاطعی است مبنی بر پذیرش او عنوان هنرمندی که به تنهایی با طبقه بندیهای سنتی مقابله می کند. آغاز کار او برای قطعه (bolero) با نام ” گمشده در بهشت” (LOST IN PARADISE) حیطه استعدادهای موسیقیایی او را به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده، گیتاریست ونیز تهیه کننده گسترش داد. “گمشده در بهشت” دور نمای با شکوهی از یک سبک بی همتا را که خود”gypsy jazz“می نامدش به تصویر می کشد که ترکیب شادی ازفاکتورهای کلاسیک rhumba ، cha_cha ،bolero ، jazz و bossa nova می باشد. با AMOR DE GUITARRA” “این هنرمند الهام گرا بار دیگر نوآوریهای جدیدی را که حاصل عشق او به گیتار است به شنوندگان خود عرضه می کند.در این قطعات که تقریباً شرح حال خود اوست، آرمیک خلأ های موجود را با کمک شور موسیقیایی خویش پر می کند. AMOR DE GUITARRA قطعه ای رومانتیک و عاشقانه است که رشته مهارتهای هنری او را که به زیبایی تمام در پیش قرار می گیرند نشان می دهد.این قطعه یکی از زیباترین آهنگهای عاشقانه آلبوم است که علاقه، احترام و دانش موسیقیایی آرمیک را به روشنی به تصویر می کشد؛ خاطره ای از گردش در جاده عشاق در شبی مهتابی. ROMANCERO” ” ملودی زیبایی از عشق و صلح است.ترتیب کار او در این قطعه به نحوی است که رفته رفته ملودی را گسترش داده ودر ادامه تنها به جنبه های استعاره ای که در تصور شنوندگان می گنجد اضافه می کند. در”MIDNIGHT BOLERO” به شنوندگان عشق عرضه می کند.او دراین آهنگ ریتمهای فلامنکو و سازهای زهی را بطرز مبتکرانه ای با واکنشها و بانگهای احساسی ترکیب می کند که با طنین انداختن در بداهه نوازی باعث گرمی دلها می شود.در”FIESTA ” این علاقه به موسیقی با سبک منسجمی از ریتمهایی همه گیر دنبال می شود که تکنوازی او را با ضرباهنگی به یاد ماندنی و الهاماتی درونی متناوباً به وقفه می اندازد. آرمیک مهارت ویژه ای در ریتمهای فلامنکو دارد و قسمتی از مهمترین دغدغه های خود را در”FOR YOU” به نمایش می گذارد. این قطعه تکنوازی مهارت او را به بهترین نحو نشان می دهد. او با ترکیب بخشهای تکرار شونده تند (RIFF) با لحظاتی آرام موسیقی ای بوجود می آورد که شنیدن آن بسیار لذت بخش است. AMOR DE GUITARRA“” مطئناً بسیاری را در سراسر دنیا مجذوب خواهد کرد و به شنوندگان فرصتی برای شنیدن زیبا ترین و عاشقانه ترین ملودیهای دنیا خواهد داد.11 قطعه موسیقی نفس گیر و عالی که بنحوی واقعی زنده و شفاف هستند وازاصوات ناب فلامنکو ولاتین جاز تشکیل شده اند که آرمیک با بداهه نوازی با شکوهی با آن مقابله می کند.
لیلی افشار اولین زن ایرانی دارای دکترا در نوازندگی گیتار
|
About![]()
موسیقی،مجموعه نواهای حزن آوری است که چون بدان گوش می سپاری،بیدارت می کند،کالبدت را از درد فراق آکنده می سازد و تیره ورزی را در برابرت چون شبحی به تصویر می کشاند(جبران خلیل جبران) Archivesمهر 1388شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
وبلاگ دیگر خودم
سایت شخصی ریچارد کلایدر من
بیوگرافی ها |